تنها خداوند قادر به پرداخت اجر شهید است...وارد شونده در امر جهاد دارای اجر عظیمی بوده و خداوند روح شهید را خریده است.باپیدایش دین به تدریج گروهی مادی گرا،شهوتران،هواپرست وغرق درامورظاهری دربرابردین موضعگیری دشمنانه کردند،این دشمنان نمی خواستندمردم به مسائل دینی مقید شوندوبه تعبیرخودشان میخواستندمردم دررفتاروکردارآزادباشند.آنهابااعمال خود،چهره آزادی رادرعمل لجن مال کردندامابرسرراه آزادی نامشروعی که برپاکرده بودند،انبیاوائمه(ع)،رهبران الهی ومومنین رامانع خوددیدندونسبت به این حقیقت کینه ورزشده وباانواع سلاح بااهل ایمان واردجنگ شدند.....خداوند برای دفاع اهل ایمان از دینش، دروازهای به نام «جهاد» باز کرد.....این دشمنان تاکنون 4 جنگ را بر علیه مومنان برپا کردند و این جنگها هنوز هم ادامه دارد،اهل ایمان نمیتوانستند نسبت به آتش افروزیهای آنها بیتفاوت باشند و با دستور خدا و نه با دستور نفس خود با کمک انبیاء و امامان از دین خدا دفاع کردند و خداوند برای این عبادت اهل ایمان، درب جدیدی به نام «جهاد» به معنای تلاش و کوشش برای از بین بردن دشمنان معاند و قسم خورده باز کرد.هیچ پیامبر و امامی قدم اول را برای جنگ برنداشت، بلکه زمانی که دشمنان چهره واقعی خود را نشان دادند به امر پروردگار دروازه جهاد گشوده شد.تنها خداوند قادر به پرداخت اجر شهید استقرآن، انبیا و امامان جهاد را یک عمل الهی، عرشی و دینی دانستهاند،وارد شونده در امر جهاد دارای اجر عظیمی بوده و خداوند روح شهید را خریده است، زیرا که روح شهید دارای قیمتی است که ملائک و غیر ملائک توان پرداخت قیمت روح شهید را ندارند و تنها خداوند قادر به پرداخت چنین اجری است.آیه 28 سوره فجر: شهید دارای چنان مقامی است که خداوند به او میگوید که وارد بهشتم شو و این بهشتی که خداوند در این آیه بیان می فرماید بهشتی ذاتی و لقاء ویژه است.شهیدی که در زمان عدم وجود پیامبر و امامان و غیبت امام معصوم به شهادت رسیده باشد شهید اکبر بوده و جهاد او نیز جهاد اکبر است چون در زمان غیبت امام معصوم از روی آیات و روایات و با حکم فقیه پا در میدان جنگ میگذارد و به شهادت می رسد.ملت ما باید سپاسگذار این چنین شهدایی باشند که جان خود را بر کف دست گذاشته و همسر و فرزند خود را ترک کرده و به اذن پروردگار برای حفظ دین و دفاع از امت پا در میدان چنگ گذاشته و به شهادت رسیده اند.دشمن دیگری برای امت مسلمان وجود دارد که خدا را قبول دارند اما دیندار نیستند،این دسته از دشمنان اهل فساد هستند و با انواع فسادها، دشمن اهداف پیامبران، ائمه و زحمات امام (ره) و مقام معظم رهبری هستند که مردم در این زمینه وظیفه دارند با امر به معروف و نهی از منکر اینها را از عمل زشت خود بازدارند که همین امر به معروف و نهی از منکر در کتب دینی یکی از موارد جهاد مطرح شده است. پیام شهدا به ما این است که اگر مانند ما سه ویژگی را در خود داشته باشید خداوند نیز شما را مانند شهدا گزینش خواهد کرد و خریدار شما خواهد شد.دنیا برای انسانها مکانی موقت است،امام حسین(ع) در آخرین لحظات روز عاشورا یک جمله کوتاه یک خطی برای برادرخود محمد حنفیه نوشت که این یک جمله کوتاه به اندازه یک دنیا معنا و مفهوم داشت.امام حسین(ع) در این یک جمله کوتاه به برادر خود نوشت، دنیا آنقدر کوچک است که انگار از اول وجود نداشته است و آخرت آنقدر بزرگ است که انگار از ابتدا وجود داشته است.اگر باورکنیم که دنیا موقت است، آنهایی که گناه می کنند و به قول خودشان کیف دنیا را می برند و باورشان نیست دنیا موقت است و تصور آنها این است که تا انتها در کیف دنیا باقی خواهند ماند و آنهایی که دنیای موقت خود را با مردم آزاری و خیانت به بیت المال و مسلمین سپری می کنند و باورندارند دنیا موقت موقت است، تصور می کنند دنیا تا آخر همینگونه باقی خواهد ماند.خداوند در قرآن می فرماید، دنیا مانند پل است و انسانی که متولد می شود تا زمانی که از دنیا می رود بر روی این پل موقت در حرکت است.هرکس باورکرد دنیا موقت است و دنیای جاویدانی در عقبه آن است،ما بعد ازخانه موقت دنیا، یک خانه آخرت داریم که دروازه آن قبراست و این درسی است که همه رفتگان به ما می دهند که همه حتی عزرائیل که از طرف خدا مأمور قبض روح است یک روز از دنیا خواهند رفت و هیچ کس در این عالم زنده نمی ماند و تنها خدا است که می ماند.درس اول شهدا تذکری است که دنیا موقت است، از این رو زمانی که دنیا موقت شد تلخی و شیرینی های دنیا نیز موقت است.درس دوم شهدا این است که اگر موقتی بودن دنیا را باور کردی، مربی می خواهد و باید مربی را درست انتخاب کنیم چرا که ما در این عالم دو مربی بیشتر نداریم یکی مربی نور است و دیگری مربی نار است که مربی نور ما را به وادی نور می برد اما مربی نار ما را به وادی ظلمت هدایت خواهد کرد.هرکس از مربی نور که خدا است اطاعت کند قطعا رفیق انبیا و اولیا خواهد شد و هرکس با مربی نار باشد قطعا سقوط می کند، بنابراین مربی الهی خدا و پیامبر و امامان معصومین و در عصر غیبت نیز فقها هستند اما مربی نار ابلیس و طاغوتها وکفار هستند.درس سوم شهدا به ما این است که مهمترین رابطه ما با مربی درس و تسلیم است و این در حالی است که ما مربیان خود را دوست داریم، اما خیلی اطاعت نمی کنیم.اگر باورکردیم دنیا خانه موقت است و دنیای موقت پرامتحان است، این دنیای موقت به مربی نیاز دارد از این رو شهدا می گویند مربی خود را درست انتخاب کنید.لااله الا الله و فمن یکفر بالطّاغوت و فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِ ینَ این سه، یک پیام قشنگ برای ما دارند که می گویند اگر می خواهید مربی الهی داشته باشید دنبال مربی غیر الهی حرکت نکنید.قرآن می فرماید ‹‹فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِ ینَ›› از کافرین تبعیت نکنید،الگوی پوشش جامعه به جای اینکه الگوی اولیای خدا باشد، الگوی کافرین است و این در حالی است که ما می خواهیم مربی الهی داشته باشیم اما الگوی پوشش ما کافرین است.الگوی خوراک و پوشش و دیدنی ها و شنیدنی ها و ارتباطات و خواب و ازدواج امروز ما به جای اینکه الگوی اهل بیت(ع) و شهدا باشد در حال تبدیل شدن به الگوی غربی است.امام رضا(ع) در حرم خودش نیز غریب است و به جای اینکه زائر امام رضا(ع) پوشش درست داشته باشد پوششی را دارد که دشمنان امام رضا(ع) می پسندند.موضوع طلاق در غرب مانند آب خوردن است،امروز در جامعه اسلامی ما نیز طلاق دارد مانند آب خوردن می شود و خیلی راحت تن به طلاق توافقی داده می شود در حالیکه الگوی زندگی دوست داران امام شهدا نباید الگوی دشمنان امام شهدا باشد. اگر باورمان شود دنیا موقتی است، هرکس سلامت و بیماری و ثروت و فقر و خوشحالی و ناراحتی اش موقتی است و هر کس باور کند دنیا موقتی استع احتیاج به مربی دارد.برای درس دوم شهدا در انتخاب مربی باید دید مربی نار یا مربی نور، مربی الهی با مربی طاغوتی، مربی اهل بیتی و یا مربی کافران را انتخاب می کنیم، از این رو قرآن می فرماید اگر با کافران قطع رابطه الگویی نکنید ریسمان خدا را محکم نچسبیده اید و باید از کافران تبعیت نکنید.امروز رابطه فقیر و غنی ما رابطه غربی ها شده است و با وجودیکه محبت به محمد و آل محمد و شهدا داریم اما اگر از کفار اطاعت کنیم، مسیرما از اهل بیت و شهدا جدا می شود.همه همت و تلاش شهدا این بود که حتی مدل غذاخوردن و خوابیدن و استحمام و ازدواج شان نیز اهل بیتی باشد چرا که باور داشتند اگر مربی شان اهل بیت باشد یقینا سعادتمند دنیا و آخرت می شوند و چون آن را باور داشتند به دنبال اطاعت از مربیان بودند، اما ما که ادعای محبت به اهل بیت و شهدا را داریم اهل بیت و شهدا در زندگی ما غریب و خیلی نماد و نمود ندارند.در حالیکه 97 درصد شهدا اهل مسجد بودند اما 85 درصد از زندانیان با مسجد رابطه ندارند، از این رو اهل مسجد باشیم و برای اطاعت از خدا و ائمه اطهار(ع) با با روحانیت ارتباط داشته باشیم و اهل پرسش باشیم و برای هر کاری به جای اینکه در آخر کار سؤال کنیم در ابتدای کار سؤال کنیم چرا که اگر موارد ذکر شده را انجام دهیم محبت ما به اهل بیت و شهدا نیز زیاد می شود.در ارزش شهادت و مقام شهید اظهار داشت: در این عالم برای هم مرگ و هم حیات برای همه نوشته شده است و این مرگ حتی برای پیامبران نیز وجود دارد ولی شهدا نوع مرگشان متفاوت است و گویا اصلا مردن در کار نیست و این مطلب بنابر اعتراف خداوند در قرآن است.این که شهدا حیات ابدی را انتخاب کردند و به مقامات عالی رسیدند به دلیل مجاهدت و مراقبت آن ها بود؛ مجاهدت به معنای پرکاری است؛ همانطور که خداوند در قرآن می فرماید «فضل الله مجاهدین علی القاعدین» و مراقبت را نیز با عبارت «والذین جاهدو فینا لهندینهم سبلنا» بیان کرده است؛ در فرهنگی لشکر 27 محمد رسول الله فردی بود که تابلومی نوشت و در موقع عملیات خیلی ها دست و پا برای خط مقدم می زدند ولی این فرد اصلا تلاشی برای رفتن به خط مقدم نمی کرد و می گفت من تکلیف دارم این جا باشم و هر موقع زمان شهادت من برسد خوشان مرا می برند و دریکی از عملیات ها زمانی که سر دوراهی ها تابلو می نوشت به شهادت رسید.شهادت چیزی نیست که انسان با رفتن به جلو و خط مقدم و یا حتی رفتن به سوریه و جنگ با داعش آن را به دست آورد بلکه باید گام در مسیر جهاد گذاشت و درست عمل کرد و این عمل انسان را به شهادت می رساند؛ امروز جهاد علمی فرهنگی و اقتصادی از اموری است که باید در آن گام گذاشت.امتیاز شهدا در مسیر مجاهدت حرکت کردن بود،شهدا در کنار جهاد عنصر مراقبت را هم رعایت کردند؛ کسانی که این یادواره را برقرار کرده اند و مجاهدت زیادی به خرج داده اند آیا همه امور را رعایت کرده اند؟ در یادواره بهره بردای مهم است نه برگزاری و این جمله قرآن است که آیت الله مشکینی به رزمندگان می فرمود: سعی کنید «مجاهدت را با مراقبت داشته باشید»؛ امروز داعش هم مجاهدانه عمل می کنند ولی مراقبت ندارد، بنابراین اعمال ما باید در راه خدا باشد.امام راحل فرمود: شهدای روحانیت رساله عملیه و علمیه را با دم شهادت نوشتند؛ ما مبلغان می خواهیم با حرف جهت و خط بدهیم ولی از شهدای روحانیت هم عمل و هم علم دیده شد و یک حقیقت برای مردم ثابت شده است که ایمان به عالم غیب در آیه «الذین یؤمنون بالغیب» که همان خدا و آخرت است در وجود شهدای روحانی متبلور شده است.فرمول ریاضی فرهنگ شهادتزندگی و سعادت یا شقاوت در سیره شهدا فرمول ریاضی نیز دارد؛ چون می دانیم هر عددی که مخرج آن بی نهایت باشد نسبت آن عدد صفر است؛ شهدا صورت کسر را لذت های دنیا گذاشتند و دیدند که نهایت آن هفتاد یا هشتاد سال است و مخرج آن بی نهایت عذاب آخرت است و فهمیدند که این کار نمی ارزد و به همین دلیل سراغ گناه نرفتند و گفتند اگر صورت کسر را سختی بندگی بگذاریم، هفتاد سال سختی به بی نهایت پاداش قیامت می ارزد. 85 درصد شهدا زیر سی سال بودند و ما در کشور 36 هزار شهید دانش آموز داشتیم و جانبازهای قطع نخاعی و اعصاب و روان که دعای مرگ خود را می کنند بیشترین زجر و سختی را متحمل می شوند ولی می دانند در آخرت پاداش بی نهایت دارند؛ شهدای روحانیت حرف خدا را به مردم با عمل نشان دادند و خون خود را برای اثبات آن نثار کردند.شهدای روحانیت به زیبایی ایمان به آخرت را به همه نشان دادند،ما طلبه ها گاهی اوقات خوب بلد هستیم با آیه و روایات مردم را موعظه کنیم ولی هنوز باور یقینی نداریم در حالی که شهدای روحانی به مرحله حق الیقین رسیدند و می توانستند بهشت را بچشند همچنانکه روایت داریم متقیان کسانی هستند که در این دنیا بهشت را می بینند و هم جهنم را؛ سختی ظاهر بندگی را نمی بینند بلکه باطن بهشتی رامی بیند؛ این باور می خواهد و شهدای روحانیت این باور را داشتتند و در باب معصیت جهنم را در باطن آن می بیند.شهدا با تمام وجود به همه ثابت کردند اگراین جا تلاش نکنی در آن دنیا باختی. زندگی جهادی یک منطق عقلانی و علمی دارد،فرصت و منصب ها در این عالم محدود است و نیاز به مراقبت دارد و رسیدن به منصب گاهی مراقبت علمی می خواهد و گاهی رعایت قوانین اداری و گاهی رعایت قوانین جهانی و شهدا هم قانون خدا را رعایت کردند و با تمام وجود آن را نشان دادند و به منصب الهی شهادت دست پیدا کردند.در زمان جنگ طلبه ای بود که لباس ها را می شست و کارهای رزمندگان را انجام می داد؛ من به او گفتم نمی ترسی که بگویند فلانی چقدر ساده است که کارهای ما را انجام می دهد این طلبه شهید به من گفت تو چطور فکر می کنی، من به او گفتم به نظر من تو تاجر هستی و خوب ذخیره ای برای آخرت خود جمع می کنی بعدها در خواب من آمد و گفت روی منبر به مردم بگو این طرف خبر زیاد است و دست خالی این طرف نیایید.،فردی که می خواست مستند مرحوم فرج الله سلحشور را بسازد شبی ایشان را در خواب می بیند که مرحوم سلحشور از داخل قبر به این مستند ساز می گوید به مردم بگویید حساب و کتاب این طرف حق است و شب اول قبر حتمی است و بدانید این جا مو از ماست کشیده می شود؛ شهدا در زمان حیات خود این را باور کردند و اگر قرار است یادواره شهدای روحانیت باشد بدانیم شهدا مراقبت و مجاهدت داشتند و شهدای روحانیت هم بیانا دستورات خدا را اجرا می کردند. حکمت شهادت شهیدان راه حقمحوریترین حرف شهدا برای ما چه بوده است؟ آیا به شهادت رسیدن چندین هزار نفر در این کشور، حکمتی خاصی داشته است و یا اینکه فقط ما یک انقلابی کردیم و افرادی در تداوم این انقلاب ایستادگی کردند و کشته شدند؟ همین ...
تصور نمیکنم که بهراحتی بتوان از کنار کاری که شهدا کردند بگذریم. اگر بخواهیم بهگونهای نگاه کنیم که معما چو حل گشت آسان شود و کار را سهل بپنداریم، دیگر نباید به گرههایی که به دست این جوانان بازشده بنگریم. برخی این تصور رادارند که اگر این افراد کشته نمیشدند، خوب مقداری از زمینهای کشور ما گرفته میشد و انقلاب هم همانکه حضرت امام میخواستند، میشد و راه عادی خودش را پی میگرفت. با این نگاه مأموریت خاصی برای شهدا قائل نشدهایم. اینیک گونه سادهاندیشی است. شهدا اگر نبودند فقط از خاک ما کم میشد، که هیچ، اصلاً انقلاب ما شکل نمیگرفت. در ۱۳۵۷ انقلاب ما آغاز شد و آنچه قبل از بهمن آن سال بود مقدمات انقلاب بود و انقلاب ما در هشت سال دفاع مقدس شکل نهایی خود را پیدا کرد. عمق معنایی که برای راه امام پیدا شد بهواسطهی ۲۰۰۰۰۰ شهید ایجاد شد. کسانی که با خونشان این معنا بخشی را انجام دادند. اوایل انقلاب نگاه به امام فقط یک رهبر سیاسی بود. تکامل این نگاه باکاری که شهدا انجام دادند محقق شد.
امام در نامه در مقابل قطعنامه ۵۹۸ میفرمایند: «خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا میداند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست، و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.»حال چه شده است که برخی با تشییع شهدای گمنام مخالفت میکنند؟ میگویند: «تا کِی میخواهید شهید بیاورید؟ کِی این شهدای گم نام تمام میشوند؟» آنها در مقابل تفکر پوسیدهی لیبرالی خود مقاومت میکند. میخواستند راحتطلبی را توجیه کنند با مقولات دینی مانند صلح امام حسن و حدیبیه مقایسه میکنند.رسالت شهیدان در برابر انقلاب و مقابله با لیبرالیسمچون در آغاز انقلاب هنوز پایههای انقلاب تبیین نشده است، افرادی مانند مهدی بازرگان سر کار میآیند. وظیفهی این تبیین به دست چه کسانی صورت گرفت. اگر این شهدا نبودند و وصیتنامهی این شهدا نبود، راه امام هرگز تبیین نمیشد وگرنه، جنگ بهانه بود.حکمت پروردگار عالم بر این تعلقگرفته بود که با جریان شهدا بتوانیم در مقابل جریان لیبرالها که در مقابل انقلاب ایستاده بودند، مقاومت کنیم. نخستوزیر آن زمان بازرگان میشود و بعد از او جاسوس سیاه، بنیصدر رئیسجمهور این مملکت میشود. ما علیه دیکتاتوری به نام پهلوی انقلاب کردیم چون در مقابل دیکتاتوری راهحلی به نام لیبرالیستی یا کمونیستی وجود داشته و قابلتصور نبوده است که راهی غیرازاین مسیرها وجود داشته باشد.حکمت عمیق ۲۰۰۰۰۰ شهید باآنهمه وصیتنامههای گرانبها که در باب وصیتنامههای آن بزرگواران حضرت امام میفرمایند: « اين وصیتنامههایی كه اين عزيزان مینویسند مطالعه كنيد. پنجاه سال عبادت كرديد، و خدا قبول كند،يك روز هم يكى از اين وصیتنامهها را بگيريد و مطالعه كنيد و تفكر كنيد.»سخن حضرت امام را گزافه نمیپنداریم که «آنها راه هزارساله را یکشبه طی کردهاند.»شهدا، معلمان مبانی انقلاب هستند. آنها، موجب تثبیت و تبلیغ انقلاب شدند.چون ما در مقابلی جریانی بودیم به نام راحتطلبی طبیعی انسان یا بهاصطلاح لیبرالیست، و میبایست در مقابل این جریان با راه شهیدان مقابله کنیم. جریان ما نسبت به انقلاب مانند اتوبوسی است که از یک پیچ بسیار خطرناکی در حال گذر است و با چشمان بسته ازآنچه رخ میدهد بیخبر هستیم و وقتی این اتوبوس گذر کرد، چشمباز میکنیم و میپنداریم که وضعیت موجود که آرام و بی استرس است پس فشار و اضطراب پیش از هم که مهم نیست.دولت سوم بعد از انقلاب را در نظر بگیرید. دولت سوم در دست کسی بود که شهید دیالمه او را خطرناکتر از خیلی از ضدانقلابها میدانست و بسیاری او را خطرناکتر از بنیصدر میدانستند. حضرت امام در رأس حکومت بودند ولی کسانی که اطراف امام بودند محل بحث هستند. حتی فردی از افراد کلیدی دولت به دلیل حفظ ثبات جامعه، در مقابل چنان افرادی اعتراض نمیکند. اینها تصادفاً روی کار نیامدند بلکه طبیعتاً روی کارآمدند. جامعهای که از دیکتاتوری فرار میکند باید طبیعتاً به سمت لیبرالیسم حرکت کنند. بافرهنگ و فکر لیبرالی اصلاً نمیتوان کاری که شهدا انجام دادند را تبیین کرد.تفکر جهادی که شهدا داشتهاند انقلاب را از دهان لیبرالها درآورد. بعد از جریان دفاع مقدس بود که شهدا فرهنگ امام را جا انداختند. دو بعد از ابعاد این انقلاب، یکی جهاد و دیگری ولایت است که توسط خون شهدا تثبیت شد. و این تثبیت جز بهوسیلهی کاری که شهدا کردند و آثاری که از آنها با عنوان وصیتنامه نمیتوان تثبیت نمود. این عمل جز با خون امکان نداشت.فلسفه وجودی شهدای مدافع حرماینکه شهدا از خانه و خانوادهی خود میزنند و به جنگ میروند بیفایده و بیهوده نیست؛ آنها فلسفهی وجود دارد و هدفی را دنبال میکنند و میخواهند پیامی را به ما برسانند. شهدای دافع از حریم انقلاب اسلامی و حریم اهلبیت اهدافی دارند که بهاختصار عبارتاند از:شهدا، صداقت انقلاب اسلامی را به مردم منطقه اثبات میکنند. این شهدا اگر نبودند انقلاب اسلامی وجاهت و آبرویی نزد مسلمانان عالم نداشته است. این شهدا کم مقامی ندارند فقط کار آنها دفاع از وطن نیست بلکه بالاتر از آن کار دیگری انجام میدهند، که صدور انقلاب و اثبات صداقت انقلاب است. اگر این انقلاب تثبیت نشود در ایران هم نابود خواهد شد.راحتطلبی را در یک مرحلهای در مبارزه با لیبرالهای محض مبارزه کردهایم و این کار شهدای دفاع مقدس بوده است. شهدای حرم الهی از جا کندهشدهاند و به جلو حرکت کردهاند. آنها کودکان خود را رها میکنند و با اسلام آمریکایی، اسلام راحتطلبی مبارزه میکنند این اسلام پوشش دینی دارد که بهمراتب سختتر از مبارزهای است که در دفاع مقدس رخداده است. شمر (لعنة الله علیه) وقتی سر حضرت اباعبدالله را تحویل داد گفت نماز من نزدیک است که قضا شود. آنها پوشش دینی داشته است.شهدای مدافع حرم ما را از خواب بیدار میکنند یا اینکه مواظب هستند که در این زمستان خطرناک به خواب نرویم. «خدایا سفرهی شهادت را جمع نکن». شهید برای زندهبودن جامعه حیاتی است به این دلیل که امام دعا کرده : «خدایا سفره شهادت را از بین همه عاشقان شهادت جمع نکن.» راه شهادت اندک هم باشد باز جواب میدهد. اسلام مانند مسلمان بودن حیواناتی نباشد که ذکر میگویند ولی تفکر خرابی دارند.اگر خم میشدید و دست شهدای دفاع مقدس را میبوسیدیم و باید میبوسیدیم، باید در مقابل شهدای مدافع حرم خم شویم و قدمهای آنها را ببوسیم؛ چون حکمت کار این شهدا بالاتر از اینها است.
سومین کار این است که هر که دل سالمی دارند قلب او را پر از محبت خدا میکنند و آنها را میپرورانند . اگر آنها نبودند ما مرده بودیم. برویم پروانه سان دور شهدای مدافعان بگردید. جدای از اینکه آنها در مقابل زخم بدخیم لیبرالیسم با پوشش اسلام مقابله میکنند بادلهای شما کار میکنند. از کجا معلوم شاید شما هم وصیتنامهی خود را نوشتید و راهی شدید.یکی از شهیدان مدافع حرم میگفت: فلسفه اینکه من شهادت را من پذیرفتهام این است که شهید خیلی کار میتواند بکند و من نمیخواهم از آن کار بازبمانم.هر که دارد هوس کرب بلا بسمالله . حداقل کاری که ما میتوانیم بکنیم تقدیرمان از شهدای مدافع حرم است.در اوایل انقلاب تا این حد قدر نعمت وجود شهدا را نمیدانستهاند. تشییعجنازهای که برای شهدای غواص انجام شد در طول تاریخ انقلاب بینظیر بوده است. نشود که بعدها به شما بگویند که این شهدایی که از مدافعان حرم بازمیگرداندند بهدرستی مورد استقبال قرار نمیگرفتند.آیا ما حتماً به خون دادن برای بیدار شدن نیاز داشتیم. مطمئناً بله، ایستادن در مقابل نفس مکار توجیهگر و موجودی پیچیده که همهچیز را میخواهد در خدمت راحتطلبی خود قرار دهد، کار سادهای نیست. چون انسانها راحتطلبی خود را توجیه میکنند کسی در مقابل نالههای فاطمهی زهرا در بین درودیوار توجهی نکرد.
اگر خون شهدا نبود انقلاب ما صادر نمیگشت و موجب هراس دشمن و ابهتی اینچنین پدید نمیآمد.یک تقاضا همهی شما دارم؛ اینکه، این روایت از امام صادق را گوش کنید و سینهبهسینه نقل کنید: از کتاب شریف امالی ص: ۱۷۵محمد بن ابی عماره کوفی: قال الصادق علیه السلام، من دمعت عینه فینا دمعة لدم سفك لنا او حق لنا نقصناه او عرض انتهك لنا او لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالى بها فى الجنة حقبا؛ (امالی شیخ طوسی، ص۱۷۵)
هر كس كه چشمش درراه ما گریان شود، به خاطر خونى كه از ما ریخته شده است، یاحقی كه از ما گرفتهاند، یا آبرویى كه از ما یا یكى از شیعیان ما برده و هتك حرمت کردهاند، خداى متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان، براى ابد جاى میدهد.او لأحد من شیعتنا: گریه کردن برای شیعیان اهلبیت مانند گریه کردن برای خود اهلبیت است. گریه کردن برای مدافعان حرم و کسانی که گردن زده شدند و آیتالله شیخ نِمِر مانند عزاداری برای اهلبیت است.چگونه شهید نِمِر دلها را آتش زده است. این شهید چه باطنی داشته است که توانسته است بادلهای ما اینگونه رفتار کند.شهادت این شیخ بزرگوار را به امام زمان هم تبریک میگوییم و هم تسلیت: تبریک که چنین سربازان جانبرکفی دارند که در آن فضای دیکتاتوری آل سعود سخنرانی میکنند و میگویند: این آل سعود چه میگوید؟ و روشن گری میکنند. و به امام زمان تسلیت عرض میکنیم که این شیخ عالیمقام از بین ما رفته است. شهید سعید یداللهی به من و شما ثابت می کند که آدم می تواند در آمریکا باشد اما ولایتی باشد. شهید یداللهی اثبات کرد که انسان می تواند مرفه وپولدار باشد ولی بی درد سست و بی ایمان نباشد. می تواند تحصیل کردۀ آمریکا باشد اما تکلیف خودش را فراموش نکرده باشد و در آنجا هم عاشق شهادت وهم عاشق ولایت باشد. اینهاست که انسان را شاخص می کند.برای هر کار علمی و هر پیشرفتی یک شاخص داریم و انسان عاقل برای اینکه برای خودش حسرت را به وجود نیاورد شاخص را تعیین می کند.خداوند تبارک و تعالی درآیه ۶۹ سوره نساء پنج گروه را به عنوان الگو معرفی فرموده است که شامل انبیاء، امامان، شهدا، علما و کسانی که درمسیر اطاعت از خدا و رسول خدا باشند در واقع خداوند شهدا را بعنوان سومین الگو معرفی کرده است که خود نشان دهنده عظمت مقام شهدا است. ۴ هزار و ۸۰۰ شهید دانشجو، ۳هزار۶۰۰ شهید دانش آموز و ۶ هزار شهیده زن در کشور، اینها شاخص هستند. شهدا در کنار اولیاو انبیاء هستند.شهید موحد دانش یکی از کسانی بود که درمنطقه بازی دراز به شهادت رسید. وقتی شهید موحد دانش در بازی دراز دستش قطع شد در مسجد یک ماه معتکف شد که «خدایا دست مرا پذیرفتی ولی خودم را نه». یک ماه اعتکاف کرد تا به قول خودش پاک شهید شد.مادر شهید پیچک روایت می کند که وقتی در کودکی در کوچه به پسرم یک بستنی دادم بلافاصله آن را در آستینش پنهان کرد و گفت «نباید دل بچه یتیم ها برای این بستنی بشکند، چرا که لکه لباسم را می توانم پاک کنم اما لکه شکستن دلها را نه».شهید “سعید یداللهی” تحصیل را رها و درعملیات بازی دراز شرکت کرد و در ۴ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۲ در همین منطقه بازی دراز شهید شد و امروزه با اولیاء الله هستند اسامی شهیدان بازی دراز در کوچه های بنی هاشم ثبت شده است شهدا خاک را پاک کردند پس می توانند روح ما را هم پاک کنند. چیستی و چرایی و چگونگی دفاع از حرموقتي ميگوييم چرا بايد دفاع كنيم؟ در حقيقت يك تكليف را براي خود مشخص ميكنيم و بر اساس آن چيستي که برای دفاع از حرم بیان کردیم، برای ما تكليف پیش ميآيد... طرح سه سئوال درباره چیستی و چرایی و چگونگی دفاع از حرم : معمولاً سه سؤالي كه در پروژههاي تحليلي درباره شهداي حرم بايد پاسخ داد اين است كه دفاع از حرم چيست؟ چرا بايد از حرم دفاع شود و چگونه بايد دفاع کرد؟دفاع از حرم چيست:دفاع از حرم در حقيقت دفاع از اسلام است همچنان كه ديروز در جنگ رژيم بعث عراق با جمهوري اسلامي جنگ بين دو كشور نبود و امام بزرگوارمان فرمودند امروز همه اسلام در برابر همه كفر ايستاده است كه اين جمله را از جمله پيامبر(ص) در جنگ احزاب گرفتند.امروز كساني كه آمدهاند و به حرمهاي اهل بيت(ع) در عراق و سوريه تعدي ميكنند، با زمين سوريه و عراق كاري ندارند بلكه با اسلام كار دارند به همين دليل است كه ميگوييم دفاع از حرم دفاع از اسلام است.اكنون ۳۷ سال است كه آمريكا و اسرائيل دارند با اسلام ميجنگند، يك روز در قالب منافقان داخلي، يك روزدر قالب جنگ ۸ ساله، روز ديگر در قالب جنگ اقتصادي، جنگ سياسي، جنگ فرهنگي و امروز هم در قالب جنگ نيابتي.همچنين دفاع از حرم، دفاع از ايران اسلامي است چون هدف اين كفار و دشمنان فقط سوريه و عراق نيست بلكه هدف آنها ايران اسلامي است كه روي پاي خود ايستاده است.دفاع ازحرم دفاع ازانسانيت است.يك انسان، فارغ از هر دين و آييني كه داشته باشد وقتي ميبيند در خيابان چندنفر يك نفر را ظالمانه ميزنند انسانيتش به او حكم ميكند كه دفاع كند اين است كه ميگوييم امروز دفاع از حرم دفاع از انسانيت است. هیچ وجدان بیداری نمی تواند نسبت به هجوم وحشیانه به انسان های بی دفاع و مظلوم بی تفاوت بماند.دفاع از حرم داراي سه پاسخ است،دفاع از حرم، در واقع دفاع از اسلام، ايران و انسانيت است و هركس دفاع از انسانيت براي او معنا ندارد راجع به دفاع از حرم اصلاً فكر نكند.چرا باید از حرم دفاع کرد؟وقتي ميگوييم چرا بايد دفاع كنيم؟ در حقيقت يك تكليف را براي خود مشخص ميكنيم و بر اساس آن چيستي که برای دفاع از حرم بیان کردیم، برای ما تكليف پیش ميآيد كه من مسلمانم و يك تكليف اسلامي دارم بنابراين پاسخ اينكه چرا دفاع از حرم اين است كه چون دارند خانه اسلام را خراب ميكنند.وظيفه اسلامي ما اين است كه براي دفاع از اسلام حضور پيدا كنيم،امروز مسلمانان به دو دسته تقسيم شدهاند، يك عده بيخيالند و عده ديگر بيقرار.مسلمان بيخيال در طول تاريخ به درد نخورده است همانند كساني كه در جنگ احد در مدينه ماندند و به جنگ نرفتند و يا كساني كه نشستند تا خانه حضرت زهرا(س) را آتش زدند و يا مسلماناني كه در خانه نشستند تا همه اهل بيت(ع) به شهادت رسيدند.اینها جزو مسلمانان بی خیال بودند خدا با مشاهده عملکرد مسلمانان بی خیال حجت آخر خود را از نظرها پنهان کرد تا مسلمانان بی قرار با انجام تکلیف خود را بروز دهند.طبق آيات قرآن كريم،اسلام مايه حيات جاني وانساني ماست ودشمنان امروزدارندمايه حيات ماراخراب ميكنندبنابراين يك تكليف الهي براي دفاع از حرم داريم.همچنين براي دفاع از حرم ما يك تكليف ملي داريم،من حتي اگر مسلمان هم نباشم و در سوريه از دفاع از حرم نكنم، بايد در مرزهاي كرمانشاه و ايلام با متجاوزان كشورم بجنگم.دليل سوم: ما انسان هستيم و نميتوانيم در مقابل انسانهايي كه مظلوم هستند و مورد تعدي واقع ميشوند، ساكت بايستيم بنابراين چرايي دفاع از حرم اين است كه اين كار يك تكليف اسلامي، ملي و وجداني است.چگونه میتوانیم از حرم دفاع کنیم؟آيا دفاع از حرم فقط در سرزمين سوريه و عراق است؟ و آيا دفاع از حرم تنها در جبهههاي جنگ است و زنان و سالخوردگان و كساني كه اكنون نميتوانند به سوريه بروند، بگويند كه چرا سهم ما كم است در حالي كه طبق آيات قرآن ما مكلف به حفظ دين خدا هستيم؟سه نوع دفاع از حرم وجود دارد،يك نوع دفاع که همه می توانیم درآن نقش داشته باشیم با زبان و بيان است. چنانچه حضرت زينب كبري(س) توانست رسالت خود را با بيانش انجام دهد و پیام خون امام حسین ویارانش در کربلا را با بیان آتشینش تکمیل کند.. آن حضرت به اقتضاي زن بودنش نتوانست در ميدان جنگ كربلا شركت كند و شمشير بزند ولي دفاع از حرم كه از آن حضرت ساقط نشد.كاري كه زينب(س) با زبانش كرد همان كاري است كه مادران، همسران و فرزندان شهدا بايد انجام دهند،دفاع زباني ما اين است كه از شهداي مدافع حرم، خانوادههاي شهدا، اين حركت، نظام اسلامي و ولايت با زبان و كلام خود دفاع كنيم.نخستين راه دفاع ازحرم دفاع زباني با منطق است.امروز فضاي مجازي و لوازم ارتباطي براي ما فراهم است و دنيا هم دهكده جهاني است ميتوانیم با منطق زباني تحت تأثير قراردهیم وما در فضاي مجازي بايد آنقدر استدلال و منطق بياوريم تا اين جوانان ساده اروپايي فريب داعشيها را نخورند و به آنها نپيوندند.دفاع دوم، دفاع مالي است و قرآن ميفرمايد جهاد مالي كنيد،۶۰۰ آيه در قرآن در باب جهاد داريم كه بخشي از آن ازجهادمالي ميگويد لذا اگر ميتوانيم به اين نوع دفاع كمك كنيم و هر كسي هر سرمايهاي دارد به وسط بيايد.بهترين متاعي كه خداوند ميخرد جان است،سومين مصداق دفاع از حرم دفاع جاني است. اكنون تكليف حضور فيزيكي نيست و زماني كه ولي امر بفرمايند همه اطاعت ميكنيم و امروز فرمان ولي اين است كه ما آماده و مجهز باشيم. بنابراین باید آمادگی خود را بیفزاییم و گوش به فرمان ولی باشیم. )مقام شهید و شهادت مقام حسرت و عبرت است نه مقام تأسف و تأثر (نشان دهنده والا بودن مقام شهدا)...از پیامبر سؤال کردند آیا شبی از شب قدر بالاتر وجود دارد؟پیامبر فرمودند: بله شبی که شخص برای حفظ کیان اسلامی به شب زنده داری و بیداری مشغول است.2)بیان سیره اخلاقی شهدا: باید سیره شهدا به نسل بعد منتقل شود..اگر کسی کلمه ای و مطلبی از شهدا بداند و انتقال ندهد مؤاخذه می شود و البته قبل از سیره اخلاقی، سیره عبادی شهدا را باید بیان کرد.نسبت به وصیت نامه های شهدا باید اهتمام ورزید و آنها را یادآوری نمود.شهدا معامله گر با خدا بودند به همین دلیل هم خدا آنها را به این مقام رساند.3)سیره سیاسی شهدا و تکلیف الان ما:اگر از شهدا سؤال کنیم وظیفه الان ما چیست؟ در 300 درصد وصیت نامه شهدا از امام، ولایت فقیه و پشتیبانی از آن صحبت شده، 300 درصد چون در بعضی وصیت نامه ها 3 بار توصیه به ولایت فقیه شده است.روایتی از پیامبر: برای کسی که در راه خدا به شهادت برسد 7 خصلت ذکر شده از جمله اینکه شهید به وجه الله نظر می کند.
برچسب:
نویسنده: زهرا جعفرینژاد